تبليغاتX
دل واژه ها ...
ماییم و نوای بینوایی ،

                بسم الله اگر حریف مایی ...

+ نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 6:44 بعد از ظهر توسط افشین |

نامه سرگشاده محسن هاشمی به احمدی‌نژاد
پس از آن که عزت‌الله ضرغامی، رئیس صداوسیما در واکنش به درخواست دفتر هاشمی رفسنجانی مبنی بر ارئه فرصتی جهت پاسخ به اتهامات وارده در مناظره جنجالی پاسخ منفی داد، محسن هاشمی رفسنجانی، فرزند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نامه‌ای سرگشاده به رئیس‌جمهور فعلی، نکات مهمی را به وی متذکر شد.
 
به گزارش خبرنگار «آینده»، در این نامه آمده است:
 
جناب آقاي احمدي‌نژاد
يادم نمي‌رود نوجوان كه بودم، هر چند هفته يك بار همراه مادر براي ملاقات پدر به زندان مي‌رفتيم. آن موقع به انقلابيوني كه عليه شاه فعاليت مي‌كردند، خرابكار مي‌گفتند. يك بار در زندان متوجه شدم، پدر سعي مي‌كند آثار شكنجه را پنهان كند و خود را آسوده و راحت نشان دهد. آن روزها تحمل شكنجه وحشيانه ساواك براي انقلابيون دلپذير بود، چرا كه براي هدفي بزرگ مي‌جنگيدند و اين شكنجه‌ها برايشان حلاوت داشت.

انقلاب كه پيروز شد، انقلابيون بر مصدر كار نشستند و هركس مسئوليت مهم‌تر و بزرگتري داشت، بيشتر هدف تهاجم ضدانقلاب قرار مي‌گرفت. بخشي از تهاجم دشمنان، بسترسازي نرم و آهسته براي بي‌اعتماد كردن مردم به انقلابيون بود. سال 59 هنگامي كه آقاي هاشمي براي سخنراني به شهر تبريز رفته بود، ماركسيست‌ها و منافقين، پلاكاردهاي زيادي در شهر نصب كردند و ايشان را سرمايه‌دار، داراي باغ‌هاي پسته، فئودال، ارباب و... خواندند. اثر اين تبليغات سوء به حدي بود كه ايشان نتوانست سخنراني كند.

نقش ممتاز ايشان در تثبيت انقلاب، اداره و ختم جنگ، انتخاب رهبري، بازسازي، سازندگي و كنترل بحران‌ها، دشمنان را در پرداختن و بال و پر دادن به شايعات جري‌تر كرد. خانواده ايشان نيز هدف تهاجم قرار گرفت و هر روز مطلب تازه‌اي مانند كارخانه خودرو، املاك خارج از كشور، هواپيمایي و... كه حاصل تخيلات شايعه‌سازان بود، ساخته و به سرعت و وسعت پخش مي‌شد. رسوب اين شايعات به تدريج بستر بزرگي از اتهامات كذب را فراهم آورد.

آقاي احمدي‌نژاد
در انتخابات سال 84، شما با سوار شدن بر موج بستر شايعاتي كه در طول سه دهه عليه آقاي هاشمي و خانواده ايشان شكل گرفته بود، به اصطلاح پيروز شديد. چهار سال ضعيف‌ترين كارنامه دولت‌هاي پس از انقلاب را برجاي گذاشتيد. جهش غيرمنتظره آقاي موسوي در نظرسنجي‌ها و ايجاد موج فراگير در پشت كردن به دروغ و گرايش به صداقت، اردوگاه شما را به حدي نگران كرد كه باز به فكر استفاده از همان اهرم موج سواري بر بستر شايعات دشمن ساخته افتاديد.

شبهه‌افكني‌هاي شما در جلسه مناظره تلويزيوني با آقاي موسوي وادارم كرد تا براي آن صحبت‌هاي غيرمسئولانه پاسخي دهم، گرچه مي‌دانم شما بهتر از همه به پوچ و واهي بودن آن ادعاها واقف هستيد اما ميل به ماندن درقدرت، شما را از انصاف و تقوا دور كرده است.

برادر عزيزم سيدعليرضا بهشتي فرزند شهيد مظلوم بهشتي، در مقاله‌اي مي‌نويسد:

«نگراني‌ام از تكرار تاريخي است كه خود شاهد آن بوده‌ام. شيوه‌اي كه به كار برده شد، صحنه فراموش نشدني 14 اسفند 59 را تداعي كرد و تلخ‌كامي انتخاب كسي كه با استفاده از شيوه‌هاي تخريبي و هتاكانه، افشاگري‌هايي كرد كه با تكيه بر اسناد جعلي، ترور شخصيتي رهبران انقلاب و ياران نزديك امام را هدف گرفت و تا هفتم تير و هشتم شهريور اتفاق نيافتاد، يكه تاز قدرت و پيروز ميدان مي‌نمود. رئيس‌جمهوري كه سخنانش مملو از پرده‌دري‌هايي بود كه خوراك روزمره بنگاه‌هاي خبرپراكني ضدانقلاب را فراهم مي‌كرد. آن‌چه از آن روزها به عنوان سند افتخاري باقي ماند، راست قامتي جاودانگان تاريخ است. آن‌چه به يادگار ماند، هوشياري همگاني بود كه تا سال‌ها راه را بر ترور شخصيتي افراد بست. آن‌چه در تاريخ ثبت شد، اقدام شجاعانه نمايندگان مردم در مجلس شوراي اسلامي در جهت تصويب عدم كفايت رياست‌جمهوري بود كه با تصميم تاريخي امام در عزل او در آميخت و آن‌چه بر تارك تاريخ انقلاب ما خواهد درخشيد، پيروزي اخلاق بر بد اخلاقي است.»

آقاي احمدي‌نژاد
خود نيك مي‌دانيد كه شايعات مربوط به خانواده رفسنجاني يك روزه ايجاد نشده است و از همان اوان انقلاب با شروع فعاليت ضدانقلاب و سلطنت‌طلب‌ها، افراطيوني چون گروه فرقان، گروه‌هاي ماركسيستي و... حالا شما در تكميل و تداوم شايعات نقش داشته و داشتيد. حفظ و تداوم قدرت چقدر مي‌ارزد كه به خاطر آن حاضريد مطالبي را بر زبان آوريد كه بيش از هركس ديگري به واهي بودن آن واقف هستيد. آيا جلب آراي مردم به هر قيمت ممكن با ادعاهاي دينداري شما، سازگاري دارد؟

آقاي احمدي‌نژاد
جنابعالي براي عوام فريبي مي‌گویيد آقاي هاشمي اشرافي‌گري را در حاكميت رواج داد. آيا شما زماني كه در كنار ايشان، حكم استانداري گرفتيد، اين اشرافي‌گري را حس نمي‌كرديد و اكنون پيدا شده است؟ چطور در آن موقع به مجيزگويي مي‌پرداختيد و مي‌گفتيد نام هاشمي در تاريخ ايران مي‌درخشد و اكنون هتاكي مي‌كنيد؟ زيرا كه متوجه شده‌ايد، اقبال مردم به رقيب شما است و عطش بي‌حد به قدرت، عوام فريبي به هر قيمت ممكن را برايتان موجه ساخته است!
 


آقاي احمدي‌نژاد
اين بزرگترين جنايت است كه شايعات دروغ را در حجم وسيعي براي كساني كه امكان دفاع در سيما را ندارند، طرح و پخش كنيد. مومن آن است كه با مدرك صحبت كند نه اين كه روي بستر شايعات، مانند ضدانقلاب اتهامات كلي بزند. بايد بگوئيد كجا فسادي از ما ديده‌ايد. نه اين كه با يك جمله كه  «پسران رفسنجاني چه مي‌كنند» ، روي بستر شايعات راي جمع كنيد.

آقاي احمدي‌نژاد
شما خوب مي‌دانيد كه من 12 سال است هر روز بعد از نماز صبح تا پاسي از شب در مترو فعال هستم و توانسته‌ايم تاكنون بيشتر از 105 كيلومتر و 60 ايستگاه مترو بسازيم و 700 واگن را در خطوط مترو فعال كنيم و 2 ميليارد سفر را ساماندهي نماييم.

اگر مرا به عنوان مفسد مي‌شناختيد، چرا در دو سالي كه شهردار تهران بوديد و من مديرعامل مترو بودم و سه معاون شما (بهبهاني، سعيدلو و علي‌آبادي) عضو هيات مديره مترو بودند، با من برخورد نكرديد. بلافاصله بعد از انتخابات نيز استعفا دادم، اما نپذيرفتيد. چرا در طول چهار سالي كه رئيس‌جمهوريد، هيچ اقدامي نكرديد و مدارك خود را به دستگاه قضائي نداديد.




شما خود از مديران آقاي هاشمي بوديد و در دوره اصلاحات كنار گذاشته شده‌ايد. در زماني كه شهردار تهران بوديد، بارها از آقاي هاشمي براي سخنراني و افتتاح پروژه‌ها و برنامه‌هاي خود دعوت كرديد.

آقاي احمدي‌نژاد
شما كه مدعي ارائه ليست اموال خود هستيد، بعيد است ندانيد كه ما ليست اموال خود را سه بار به قوه قضائيه داده‌ايم. يك بار در سال 68، يك بار در سال 72 و يك بار در سال 76 و مگر آيت‌الله يزدي رئيس وقت قوه قضائيه در نماز جمعه نگفت كه اموال ما نسبت به قبل از انقلاب كمتر نيز شده است. پس چرا دروغ مي‌گویيد و عوام‌فريبي مي‌كنيد.

آقاي احمدي‌نژاد
شما در مقابل ديدگان ده‌ها ميليون بيننده تلويزيون با آبرويم بازي كرديد. چگونه مي‌توانيد پاسخ خدا را بدهيد؟ چگونه خود را به عنوان مسلمان به مردم معرفي مي‌كنيد، در حالي كه مي‌دانيد حتي اگر يك نفر به خاطر حرف‌هاي بي‌اساس شما نسبت به من بدبين شود، در آتش جهنم خواهيد سوخت. چگونه مي‌خواهيد جبران كنيد؟ قطعاً نمي‌توانيد و... شما خوب مي‌دانيد كه ثروت و قدرتي كه ما را به آن متهم مي‌كنيد وجود خارجي ندارد، لذا جرات اهانت به استوانه انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله هاشمي را پيدا كرديد و خود را اين‌گونه شجاع قلمداد مي‌كنيد.
 


آقاي احمدي‌نژاد
در 8 روزنامه، 7 خبرگزاري و 50 سايت اينترنتي وابسته كه معلوم است هزينه‌هاي آن از كجا تامين مي‌شود ، ادعا مي‌كنيد كه ستاد انتخاباتي نداريد. در همين رسانه‌ها، مرا به دروغ متهم به فعاليت انتخاباتي در مترو به نفع آقاي موسوي مي‌كنيد. چرا به جاي رقابت با آقاي موسوي، با دروغ‌پردازي و عوام‌فريبي، فضاي انتخابات را هاشمي – احمدي‌نژادي مي‌كنيد. براي اين كه مي‌خواهيد دوباره از بستر شايعات موجود در كشور عليه هاشمي، كه به خاطر جان‌فشاني براي انقلاب اسلامي در طول 30 سال ايجاد شده است، سوءاستفاده نمایيد و براي خود راي دست و پا كنيد.

آقاي احمدي‌نژاد
فرض كنيد كه با دروغ‌گويي و دروغ‌پردازي و تهمت به امثال من و ديگران كه جز خدمت به اسلام و كشور، كار ديگري نكرده‌ايم، راي هم اضافه كرديد. مگر اين راي براي شما حلال است. اين حق الناس است و حتماً در آخرت جز آتش دوزخ براي شما نتيجه ديگري نخواهد داشت.

امام علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «كسي كه از راه شر (دروغ و تهمت) به پيروزي دست يابد، در حقيقت مغلوب است.»

در فرازي از نهج‌البلاغه آمده است: «كارگزاران دولتي را از ميان مردمي باتجربه، باحيا و از خانداني پاكيزه و با تقوا كه مسلماني با سابقه درخشاني دارند انتخاب كن زيرا اخلاق آنان گرامي‌تر و آبرويشان محفوظ‌تر و و طمع‌ورزي‌شان كمتر و آينده‌نگري آن‌ها بيشتر است.»

در خاتمه از رهبر معظم انقلاب تقاضا مي‌كنم دستور رسيدگي به مراجع ذي‌صلاح بدهند كه منظور واقعي آقاي احمدي‌نژاد در مناظره تلويزيوني چه بوده است؟

تا سيه‌روي شود هركه در او غش باشد

و السلام عليكم و من اتبع الهدي
محسن هاشمي
 
برگرفته از سایت تابناک ...
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 10:14 قبل از ظهر توسط افشین |

پشت پرده يك مناظره داغ انتخاباتي

چند شب پیش شاهد مناظره اي بوديم كه معمولا در هيچ كشور پيشرفته اي رخ نميدهد، در كشورهاي پيشرفته كانديداهاي رياست جمهوري قبل از مناظره همديگر را تخريب ميكنند ولي در هنگام مناظره، گذشته را رها کرده و فقط درباره برنامه­ها و سياستهاي آينده بحث و جدل ميكنن، در صورتي كه آقاي احمدی نژاد با كوهي از پرونده هاي فساد رقبا و طرفداران رقبا آمده بود و هيچ حرفي از برنامه ها و اهداف آينده به ميان نیاورد. شايد براي مردم ايران هم اينگونه مناظره جالب تر باشد، طبيعتا براي مردم احساساتي ايران، پته روي آب ريختن خيلي جذاب تر از مباحثه علمي است.

بدون مقدمه چيني بيشتر، سوالات ذهني خود را مطرح ميكنم:

از يك طرف، آقاي موسوي، آقاي احمدي نژاد را متهم به نقض قانون كرد و آقاي احمدي نژاد با لبخند گفت: اگه شما نگران نقض قانون از طرف من بوديد، دو خط نامه به ديوان عدالت اداري مي نوشتيد و از بنده شكايت مي كرديد! از طرف دیگر آقاي احمدي نژاد، خاندان رفسنجاني و ناطق و خاتمي و خيليهاي ديگرو متهم به فساد مالي كرد و مدعي بود كه مدارك مستدلي هم دارد، سوالي كه براي بنده پيش آمد اينست كه چرا آقاي احمدي نژاد از آقاي موسوي توقع شكايت از رئيس جمهور كشو را دارد، آنهم به خاطر نقض قانون ولي خود با داشتن مدارك زياد، با داشتن قدرت رياست جمهوري و داشتن پشتوانه اي چون رهبري و راي مردم، وبا داشتن جگر شير، هيچگاه از هيچ يك از مفسدان شكايتي نكرد؟ هيچ برخوردي با مفسداني كه نام برد نكرد! حتي از كوچكترين آنها؟ چهارساله كه آقاي احمدي نژاد گفته که اسامي مفسدان را فاش ميكنم ولي اينكارا نكرد و اسامي آنهارا نگاه داشت براي برنامه زنده تلويزيوني، آنهم در آستانه انتخابات! آيا واقعا آقاي احمدي نژاد نگران مفسدان اقتصادي بود يا از اين مفسدان براي تبليغات خود استفاده كرد؟

اگر در پاسخ به اين سوال كسي جوابهایي چون، كله گنده بودن مفسدان، قدرتمند بودن مفسدان و از اين قبيل جوابهارا پيدا كرده، بايد گفت، مگر امروز چه اتفاقي افتاده كه ديگر كله گنده نيستند؟ امروز كه متحد شدن، آقاي احمدي نژاد با هوش سرشاري كه دارد ميتوانست به ترتيب و دانه دانه، از كوچيك به بزرگ با مفسدان اقتصادي برخورد كند، آيا مردم پشت ايشان نبودند، آيا رهبري پشت ايشان نبودند، آيا كل هيكل ايشان جگر شير نيست؟ حداقل به گفته خودش عمل ميكرد و نام آنهارا فاش ميكرد. حال از این مسأله بگذریم که آیا برخورد و حتی اعلام نام مفسدان در یک برنامه زنده تلویزیونی از وظایف یک رئیس جمهور است یا قوه قضائیه؟

طبيعتا مبارزه با مفسدان در زمان رياست جمهوري بسيار عاقلانه تراست تا زماني كه دوره رياست جمهوري تمام شده و هنوز نتيجه انتخابات بعدي مشخص نيست، هر فرد عاقلي حداقل يك درصد احتمال شكست آقاي احمدي نژاد را می دهد، آيا خود ايشان اين احتمال را نميدهد؟ چيزي كه براي هر فرد بي طرفي مشخص است اينست كه آقاي احمدي نژاد، چهارسال تمام، با شعار افشاي نام مفسدان اقتصادي زمينه چيني كرد تا امروز در برنامه زنده تلويزيوني، تقريبا تمام مسئولين گذشته نظام را به فساد متهم کند تا برنده قطعي اين انتخابات باشد، چهارساله آقاي احمدي نژاد از مفسدان اقتصادي و فاش كردن نام آنها صحبت میکندو هيچ نامي را تا روز مناظره فاش نكرده بود. چطور شد كه آقاي احمدي نژاد امروز به فكر فاش كردن نام مفسدان افتاد؟

سوال : آيا راه حل مبارزه با فساد (هر نوع فسادي) اينطوريست؟ يعني بدون محاكمه دادگاه شرعي، بدون حضور متهم، در حضور تمام ملت ايران، فقط يك نفر، هم شاكي باشد، هم قاضي باشد، هم دادستان؟! در اين دادگاه آقاي احمدي نژاد هيچ مدركي در اثبات ادعاي خودش ارائه نكرد، فقط كاغذهايي را نشان داد و گفت اينها مدرك است! من نميگویم اين آقايان فاسد نيستند، ولي قصد من از طرح اين سوال اينست كه بگویم آقاي احمدي نژاد با مافياي قدرت و ثروت مبارزه نكرد، فقط از اين مافيا به شكل بسيار هوشمندانه­اي استفاده كرد و چهارسال تمام اين نقشه مدبرانه را پيش برد تا امروز به نفع شخص خودش از اين ماجرا استفاده كند

شعار فاش كردن نام مفسدان اقتصادي مربوط به سه ماه يا يكسال اخير نيست، چهارسال پيش، زمان انتخابات، يكي از مهمترين شعارهاي آقاي احمدي نژاد همين بود كه نام مفسدان اقتصادي را فاش میکند، چهار سال قدرت اول اجرايي كشور بود، آيا چهارسال وقت كافي براي مبارزه با فساد نيست؟ يا حداقل فرصت مناسبي براي فاش كردن نام مفسدان نيست؟

اكثر مردم ايران، رفسنجاني و خاندانش را ميشناسند، چرا آقاي موسوي بايد پاسخگوي فساد رفسنجاني باشد؟ مگه آقاي موسوي چه مسئوليتي در اين مملكت داشت؟ آقاي موسوي بيست سال از سياست دور بود و هيچ پستي نداشت، اين آقاي احمدي نژاده كه بايد پاسخگو باشد كه درمقابل اين مفسدان و غارتگران چه كرده؟ مگه با شعار ريشه كن كردن فساد، چهارسال حكومت را به دست نگرفت؟ مگه شعار نميداد دست مافياي قدرت و ثروت را از بيت المال كوتاه میکندو همه مفسدان را به مردم معرفي میکند؟! خوب آيا به شعارش عمل كرد؟ ادعاي خود احمدي نژاد این است كه اين مافيا قوي تر شده! حالا عوض اينكه آقاي موسوي بپرسد آقاي معجزه هزاره سوم، چرا به شعارهاي خودتان عمل نكرديد، اين آقاي احمدي نژادست كه دست پيشو گرفته تا پس نيفتد. اينكه رفسنجاني و ديگران از موسوي حمايت كردند، دليلي بر زير سوال رفتن موسوي در قبال جنايات آنها نميشود.

با فرض اينكه آقايان نام برده شده به عنوان مفسد اقتصادي، شقي ترين انسانها هستن و مدارك آقاي احمدي نژاد كاملا درست و واضح باشد، باز هم اينگونه آبروريزي و متهم كردن، قبل از اثبات جرم در دادگاه شرعي، هيچ انطباقي با دين اسلام ندارد! آن دو مرجعي كه از آقاي احمدي نژاد حمايت كرده اند، بايد توضيح بدهند كه در كجاي اسلام آمده كه مسلمان در غياب متهم، بدون ارائه مدرك، بدون تشكيل دادگاه، تمام خاندان فردي را به بدترين اتهامات متهم کرده و قبل از تشكيل دادگاه شرعي آبروي افراد را در كل جامعه ببرد؟ آيا داستان حضور حضرت علي در دادگاه در مقابل مرد يهودي آنهم در زمان حكومت حضرت علي افسانه شد؟ آيا اين دو مرجع اين داستان را نشنيده اند؟

در ضمن مثل روز روشن است كه هيچ يك از اين اتهامات در هيچ دادگاهي ثابت نخواهد شد، نه به دليل اينكه اين اتهامات غلط است، بلکه اگر كسي به سخنراني رهبر فرزانه در بهشت زهرا دقت كند كه بازهم همه مردم و كانديداها را به اتحاد و همبستگي و عدم تفرقه امر كرد، خواهد فهمید که نظام از سران خود بیش از حرفهای کودکانه و ترحم بر انگیز آقای احمدی نژاد حمایت خواهد کرد. آقاي احمدي نژاد با متهم كردن تمام مسئولين نظام به فساد، تمام دولتهاي گذشته را زير سوال برد، بارها از كلمه 24 سال گذشته استفاده كرد، حتي بازهم صحبتهاي شبكه 6 خودشو تكرار كرد و گفت 24 سال است كه حكومت دست يه گروه مفسداست.

سوال، وظيفه رهبر در قبال رفتار منتصبين خودش چيست؟ آيا رهبري هيچ مسئوليتي درقبال فرد دزد و مفسدي چون رفسنجاني ندارد؟ چه كسي آقاي رفسنجاني را به سمت رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام انتخاب كرد و ميكند و خواهد كرد؟ آقاي رفسنجاني به حكم چه كسي نماز جمعه را میخواند و ملت فهيم ايران پشت سرش نماز می خوانند؟ آيا كسي جملات حكيمانه رهبر فرزانه را درمورد آقاي رفسنجاني نشنيده؟

آيا بعد از گذشت 24 سال غارت و چپاول توسط خاندان رفسنجاني، هنوز رهبر فرزانه به اين نكته پي نبرده است؟ يا رهبر اختيارات آقاي احمدي نژادرا ندارد؟ يا جگر آقاي احمدي نژادو ندارن؟ يا اصلا هيچ وظيفه اي ندارد؟ بعضيها ميگن، رفسنجاني قدرتمنده و رهبر بخاطر جلوگيري از تنش، فسادهاي ایشان را فاش نمیکند، خوب قبول فاش نكند، پس چرا سمتها و پستهاي آنچناني به ایشان ميدهد، بنا به حكم رهبر، مردم در نماز جمعه پشت سر يك هيولاي بي شاخ و دُم نماز می خوانند!؟ به اين سكوت نميگویند، به اين عوام فریبی می گویند.

آيا رهبر پشت سر احمدي نژاد مخفي شده؟ يعني اگه احمدي نژاد نبود، هنوز رفسنجاني نور ديدگان ملت و رهبر بود و مقام عظماي ولايت همچنان پست و مقام به رفسنجاني اعطا ميكرد؟ يادمون نره چهارسال پيش آقاي رفسنجاني در دور اول نفر اول شد و در دور دوم با اختلاف نسبتا كمي از احمدي نژاد شكست خورد، پس اگه احمدي نژاد نبود الان رفسنجاني رئيس جمهور ما بود!

فرض كنيم، خداي نكرده خداي نكرده، آقاي احمدي نژاد 5 سال پيش تو يه سانحه فوت ميكرد و رئيس جمهور نمي شد، طبيعتا رفسنجاني يا يكي از همين گروه مفسد 24 ساله رئيس جمهور كشور ميشد! آيا بازهم مثل 24 سال گذشته رهبر فرزانه در مقابل اينهمه دزدي و غارت سكوت ميكرد و همچنان سخنراني پرشور و غرورآفرين ميكرد و مردم و مسئولين را به اتحاد دعوت ميكرد و از فساد مسئولين آمريكايي و انگليسي صحبت ميكرد، دقيقا مثل 24 سال قبل از رخ دادن معجزه هزاره سوم! قطعا معني معجزه هزاره سوم هم همينه، عجب نام با مسمايي!

سوال : آقاي ناطق نوري كه آقاي احمدي نژاد به عنوان مفسد و پدر مفسد نام برد کیست؟ آيا رئيس كل دفتر بازرسي مقام معظم رهبري نيست؟ رئيس كل دفتر بازرسي يعني چشم و گوش رهبر! چه كسي بي سروصدا آقاي ناطق نوري را به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام درآورد؟ آيا رهبر ايشان را انتخاب نكرد؟ آقاي احمدي نژاد چه كسي را زير سوال برد؟ آيا ادعاي احمدي نژاد بُعد وسيع تري دارد و اين 24 سال، همه همكاسه بودند و رهبر هم با رفسنجاني و ناطق و خاندان اين دو شخصيت سياسي همكاسه بود؟ كسي جوابي براي اينهمه سوال ندارد؟ اصلا آيا اين سوالها براي كسي پيش آمده؟

هر فرد عاقلي ميفهمد كه احمدي نژاد بيش از اينكه آبروي رفسنجاني و صفايي فراهاني و ناطق نوري را ببرد، آبروي رهبر اين كشورا برد، و اين شبهه را در اذهان انداخته كه رهبر چه نقشي دارد و با كيست؟ تعريف سكوت چيست؟ آيا سكوت يعني اعطاي پست و مقام؟ اصلا چرا سكوت؟ آيا مردم در دفاع از رهبر يكپارچه تر هستن يا در دفاع از احمدي نژاد؟ رهبر وظيفه دارد از انتصاب مفسد خودداري کند! در قانون اساسي تصريح شده كه رهبر مسئوليت دارد نسبت به منتصبين و منتخبين خودش پاسخگو باشد؟!

فدايي هاي رهبر را در نظر بیاورید و به اين سوال جواب بدهید: اگه رهبر، آقاي رفسنجاني را به خاطر دزديهایش به عنوان امام جمعه تهران انتخاب نکند، تفرقه مي افته و آشوب كشورا فرا ميگره، ولي اگه احمدي نژاد تو اين شرايط، به اين شكل زشت و به دور از هرنوع قانون و مدركي، كل حكومت 24 ساله را به فساد متهم کند، هيچ اتفاقي نمي افتد!

جالب است، بعضيها سكوت رهبر را به سكوت حضرت علي تشبيه ميكنند! اي مردم فهيم و دانا، حضرت علي چه زماني حكومت را در دست داشت و به امثال عمر و عثمان پست و مقام داد و از آنها حمايت كرد؟ حضرت علي هنگامي كه مردم به او پشت كردند و قدرت حكومتي نداشت و فقط 10 نفر طرفدار ایشان بودند، سكوت كرد، تازه سكوت هم نكرد، بارها و بارها حقيقت را به مردم احمق آن دوران گفت و افشاگري كرد، حتي همسر خودرا در اين راه از دست داد.

آقاي خامنه اي با در دست داشتن قدرت رهبري و حمايت اكثريت مطلق جامعه، به رفسنجاني و ناطق نوري كليدي ترين پستهاي مملكي را داده و خواهد داد و تعريفها و تمجيدهاي آنچناني كرده، مگه ایشان بعد از پايان دوره رفسنجاني پاي صندوق راي نگفت: هيچ كسي براي من آقاي هاشمي نميشود؟! آيا اين حرف بعد ازپايان دوره رياست جمهوري رفسنجاني زده نشد، چيزي كه من ميبينم سكوت نيست، رفتار متناقضه. راز موفقيت در دروغگويي فقط و فقط يك اصل مهم و اساسي است، مهم نيست دروغ شما چقدر بزرگ و عجيب باشد، فقط مهم این است كه قبل از هركسي خودتان دروغ بزرگ خودتان را باور كنيد، بقيه قضيه خود به خود حل خواهد شد.

آقاي احمدي نژاد بخوبي از اين اصل اساسي استفاده كرد، آقاي احمدي نژاد طوري دروغهاي خودرا باور كرده كه هيچ كس به اين دروغها شك هم نمیکند، من به صحبتها و دروغهاي چهارساله كاري ندارم، فقط چندتا از دروغهاي همين مناظره را بيان ميكنم، قضاوت با خود شماست:

1-      آقاي احمدي نژاد صراحتا گفت : در دوران من هيچ روزنامه اي تعطيل نشد و من در مقابل نقدها سكوت كردم و من تحمل نقد را دارم قطعا روزنامه شرق، هفته نامه شهروند، سايت بازتاب و سايت الف را امريكاي جنايتكار تعطيل كرد.

2-      وقتي آقاي موسوي از مدرك جعلي آقاي كردان صحبت كرد، آقاي احمدي نژاد از اين اتهام به نفع خودش استفاده كرد و گفت : زمان آقاي رفسنجاني موجي از مديران طراز اول اقدام به گرفتن اينگونه مدارك جعلي از دانشگاه آزاد كردند دانشگاه آزاد كه منتسب به رفسنجاني است و زمان گرفتن اين مدارك هم به زمان رفسنجاني برگشت ایشان صراحتا گفتند كه آقاي كردان هم از اين دست مديران بودند و از دانشگاه آزاد مدرك جعلي گرفتند! مگه چند وقت از ماجراي كردان و مدرك دانشگاه آكسفورد و تاريخ اين مدرك ميگذره؟ آيا نام دوم دانشگاه آزاد، آكسفورد شد؟

3-      آقاي موسوي گفت: شما مدارك تحصيلي را كاغذ پاره خوانديد و مدرك تحصيلي را بي اهميت كرديد و از كردان دفاع كرديد، در جواب آقاي احمدي نژاد گفت: من اينجور مدارك جعلي را كاغذ پاره خوندم! يعني مدارك معتبر را كاغذ پاره ندونستم! اولا هنوز صحبتهاي احمدي نژاد در آرشيو خبرگزاري دولت خودش وجود دارد، ثانيا، اگه اينجور مدارك را كاغذ پاره ميدونستيد كه از كردان شياد دفاع نمي كرديد و از اينهمه دكتر واقعي كه مدارك معتبر دارند استفاده ميكرديد؟!

4-      آقاي احمدي نژاد همسر آقاي موسوي را متهم به درس خواندن در رشته دكتري، همزمان با كار و بصورت غير قانوني كردند. سوال: آقاي بذرباش، سوگلي آقاي احمدي نژاد، مديرعامل سايپا و در حال حاضر مديرعامل پارس خودرو، مشاورجوان و جوان اول حكومت احمدي نژاد، مدير مسئول روزنامه وطن امروز و رئيس ستاد رايحه خوش خدمت، در حال حاضر، همزمان با مديريت چندين شغل آيا مشغول به تحصيل در مقطع دكتري در رشته مديريت بازرگاني در دانشگاه علامه طباطبائي نيست؟ آنهم بدون شركت در كنكور و بصورت بورسيه اي و به دستور مستقيم و رسمي وزير علوم! آيا قانون شاغل نبودن دانشجوي دكتري فقط درمورد همسر آقاي موسوي صدق میکندو اين قانون مربوط به نزديكان آقاي احمدي نژاد نيست؟‌ درضمن، مهرداد بذرپاش، به دليل فرزند شهيد بودن با بورسيه وارد دانشگاه شد و در رشته صنايع، بعد از چندين دوره مشروط شدن و بعد از شش سال و نيم تحصيل با معدل كمتر از 13 موفق به شكستن شاخ غول شد، سال قبل هم از طرف دولت مهرورز به عنوان مدير نمونه انتخاب شد؟!

اونوقت آقاي احمدي نژاد از جاي گرم و نرم خودش، سينه سپر میکندو ميگوید : آمريكا رفتار دوگانه دارد! آقاي احمدي نژاد قبل از اينكه پرونده زن رقيب خودش را در بياورد يا قبل از اينكه برایش پرونده سازي کند، بايد پرونده مديران خودش را بررسي کند تا ببينه چطور عمل ميكنند! ماهها روزنامه ها و جرايد درمورد كارهاي غير قانوني جوان اول حكومت احمدي نژاد سروصدا كردند و اعتراض كردنذ، حتي در اين باره با خود آقاي احمدي نژاد مصاحبه شد ولي هنوز آقاي بذرپاش مشغول به تحصيل در رشته دكتري هستد.

اینها سوالات بی پاسخی است که قطعا آقای احمدی نژاد نه تنها پاسخی خواهند داد، بلکه همین سوالات را دستمایه زیر سوال بردن دولتهای قبل قرار می دهند.

باید دید دولتهای بعدی کی و چگونه دولت آقای احمدی نژاد را زیر سوال برده و عملکرد آنرا فساد انگیز جلوه می دهند. تاریخ ایران نشان داده این سنت همیشگی ما ایرانیان بوده که در توجیه عملکرد خود بنا به تخطئه پشینیان می کنیم. به قول آقای احمدی نژاد حافظه تاریخی خوبی داریم، اما تنها در به یاد آوردن کجی های دیگران و نه خود و نه خدمات آنها.

 برگرفته از یک نامه الکترونیک

+ نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388ساعت 8:44 بعد از ظهر توسط افشین |


در پی تهدید كشورهای عربی: نام خلیج فارس و ایران از پوستر بازیهای كشورهای اسلامی حذف شد

سایت جمهوریت: در حالی كه با تصویب شورای انقلاب فرهنگی ، دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی‌ خلیج‌ فارس به‌ تقویم‌ ایران‌ اضافه‌ شده است ، دولت نهم و این بار در عرصه ورزشی از موضع ایران مبنی بر نام جاودانه خلیج همیشه فارس عقب نشست و موضع اعراب را در نامگذاری مجعول تقویت كرد.

قضیه از آنجایی شروع شده است كه ایران میزبانی بازیهای كشورهای اسلامی را برعهده گرفته است و طبق عرف بین المللی طراحی و چاپ پوسترها از اختیارات میزبان می باشد. در همین راستا مسئولین پوسترهایی با نقشه ایران از جمله خلیج فارس تهیه و چاپ كرده و مدال های این مسابقات را نیز بر مبنای نقشه كشورمان طراحی می نمایند. روز ششم اردیبهشت گروهی به سرپرستی عربستان برای نظارت بر چگونگی انجام این بازیها به ایران می آیند و با سازمان تربیت بدنی به گفتگو می نشینند و در این گفتگو با وقاحت تمام از ایران می خواهند نام خلیج فارس را از نقشه پاك و بجای آن نام خلیج(ع ر ب ی) بگذارند و تهدید می كنند در صورت عدم انجام این كار كشورهای عربی از حضور در این بازی ها انصراف خواهند داد. با آنكه انتظار می رفت نمایندگان سازمان تربیت بدنی همان لحظه پاسخی دندان شكن به اعراب بدهد اما سازمان تربیت بدنی طی نامه ای به احمدی نژاد كسب تكلیف می كنند.

حداقل انتظار از رییس جمهور این بود كه با رد این درخواست وظیفه خود را در برابر تمامیت ارضی ایران به انجام برساند. اما نتیجه این نامه نگاری چنین می شود كه نام خلیج فارس از روی نقشه ایران در پوسترها حذف می شود تا طراح مورد تائید كشورهای عربی قرار بگیرد.

این در حالی است كه در سال 1991 وقتی سازمان ملل در چند سند داخلی از خلیج فارس با عنوان دیگری نام می برد با واكنش دولت وقت مجبور می شود با اذعان بر سهوی بودن این موضوع رسما از ایران عذرخواهی كند(سند 26 ژوئن 1991 ) اما امروز، دولت آقای احمدی نژاد كه مدعی است كشور در اوج! منزلت و اقتدار قرار داریم حتی در برابر گستاخی چند كشور عربی نه فقط واكنش مناسبی نشان نمی دهد بلكه با حذف نام خلیج فارس از نقشه ایران بار دیگر از موضع ایران عقب نشینی می كند.

البته آقای محمد هادی حسام، معاون سازمان تربیت ‏بدنی برای توجیه این مسئله در اظهار نظری جالب گفته است نگران نباشید نام ایران نیز در این طرح حذف شده است و همینكه خلیج فارس در نقشه وجود دارد یعنی مالكیت آن برای ایران است: “ما در بالای نقشه دو بار نام الله را كه بالاترین نام‏ها است درج كرده‏ایم و باید به این نكته هم توجه داشته باشید كه نام ایران نیز درج نشده و همین كه تصویر خلیج‏فارس در نقشه موجود در پوستر وجود دارد، بیانگر حاكمیت ایران بر این حوزه است.“

.
nc3=3
_
فکر کنم اگه همه با هم جمع می شدیم نمی تونستیم اینجوری جلو عرب ها سر تعظیم فرود بیاوریم

هان ای شهدای خونین شهر کجائید که قادصیه ای دیگر در راه است

منتظر چه نشسته اید که از داشته هایمان از میراثمان از مالکیتمان ببخشند

کجائید ای چمران ، ای همت ، ای باکری  ، ای خرازی ، ای علم الهدی

کجائید ای شیرودی ، ای کشوری ، ای بابائی

ای آنان که رفتید تا ایران، ایران بماند

کجائید که به نام شما و با یاد شما غیرت و عزت را به فنا می دهند

کجائید ای موشک های مقتدر

کجائید ای جنگنده های مدرن آذرخش

کجائید ای تانکهای پیشرفته

کجائید ای آنان که بر دل ناو های آمریکا می تاختید

کجاست آن طوفانهای شن

برخی را به سازش کاری نسبت می دهند و کافر لقبشان می دهند

و برخی سازش می کنند و مقدس می مانند

 

آری

آری اینچنین بود ای برادر

کو آن افتخار ایستادگی در مقابل ارتشهای جهان و ناسیونالیسم عرب

کجا رفت آن اقتدا به حسین بن علی

کجا رفت آن ایستادگی

+ نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت1388ساعت 12:25 بعد از ظهر توسط افشین |

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

+ نوشته شده در یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 1:5 بعد از ظهر توسط افشین |

ای قشنگ ترین بهانه زندگیم  ...

به من بگو مهرو محبت را از كدامین چشمه زیبایی گرفتی

كه خارها را گل كردی و دلها را عاشق خود

                                 و انوار كدامین ستاره ای كه روشنایی چشمانت را از آن گرفته ای

كه با نگاهت شعله عشق را در جانم افروختی.                   

                           صدایت را از كدام مرغ خوش آوا گرفته ای كه طنین آن مرهمهمه زخم های من است.

خوابم میاد ا

با من بمان ای همصدا ،

                       تا آخره اسم سفراز جاده های پر خطر ،

                                این خسته را با خود ببربا من بخوان ای همنوا ، شعر سپید عاشقی

این واژه را با هر زبان ، تنها توئی که لایقی

                                   من صد بیابان عاشقم ،

                                                      دریای عشقم را ببین

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 2:27 بعد از ظهر توسط افشین |

آوازعاشقانه ما در گلو شکست .

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست .

ديگر دلم هواي سرودن نمي کند .

تنها بهانه دل ما در گلو شکست .

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم .

آن گريه هاي عقده گشا در گلوشکست . ... ...

آن روزهاي خوب که ديديم ، خواب بود .

خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست . ... ...

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند .

نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست .

تا آمدم که با تو خداحافظي کنم .

بغضم امان نداد و خدا ...در گلو شکست.

+ نوشته شده در جمعه 14 فروردین1388ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط افشین |